دردسر ترافیک ساکن در محله‌های تهران

[ad_1]

 

 

 

امروزه يكي از شاخص‌هاي اصلي توسعه يافتگي، ميزان توسعه بخش‌هاي حمل‌ونقل در هر شهر است. مدیریت ترافيك ساكن به‌عنوان يكي از معضلات اصلی شهرها در حوزه حمل‌ونقل، سال‌هاي زيادي است كه شهروندان به‌عنوان استفاده‌كننده و مديران شهري را به‌عنوان گردانندگان سيستم، به خود مشغول ساخته و هزینه‌های زیادی را به شهر تحمیل کرده است. استراتژی‌های ممنوع کردن پارک حاشیه‌اي در برخی معابر، توسعه پارکینگ‌های طبقاتی، قیمت‌گذاری پارک حاشیه‌ای (استفاده از پارکومتر و پارکبان)، توسعه پارکینگ‌ها در پایانه‌های حمل‌و‌نقل همگانی و… در سال‌های اخیر موردتوجه دست‌اندرکاران حمل‌و‌نقل شهری بوده و در اسناد فرادست نیز برای آن، برنامه‌ها و ضوابط مدونی پیش‌بینی شده است. با تمام تمهیداتی که اندیشیده شده، مشکلات این حوزه برای همه شهروندان کاملا ملموس بوده و روز‌به‌روز بر شدت و حدت آن افزوده شده است. پویایی سیستم حمل‌ونقل شهری در کنار سایر عوامل، همچون افزایش مالکیت وسیله‌نقلیه و سهم استفاده از وسايل نقليه شخصي در سفرهای درون شهری، باعث شده تا مشکل کسری پارکینگ، همچنان حتی در پهنه‌هایی که در گذشته، مهم به‌نظر نمی‌رسید، با گذر زمان و توسعه کاربری‌ها به تدريج نمایان شود.

توقف حاشيه‌اي دوبله، فواصل پیاده‌روی زیاد به دلیل پارک وسیله نقلیه دورتر از مقصد سفر، توقف در محل‌های ممنوعه و… از نتایج عدم برنامه‌ریزی در زمینه پارکینگ موردنیاز کاربری‌ها می‌باشد که می‌توان به مجتمع‌های تجاری-فرهنگی جاذب سفری چون «کوروش» و راسته‌های تجاری فرامنطقه‌ای، همچون خیابان‌های «ستارخان» و «ولیعصر(عج)» که در حاشیه معابر شکل گرفته‌اند، اشاره داشت که با کاهش ظرفیت معبر، تردد سواره را مختل کرده و در نتیجه زمان سفر را افزایش داده‌اند که تاثیر مستقیمی در آلودگی هوا، افزایش مصرف سوخت و افزایش تقابلات اجتماعی دارد.

کمابیش این مشکل از گذشته وجود داشته اما امروزه، این مشکل به بافت‌های مسکونی شهرها نیز تسری پیدا کرده است به گونه‌ای که آثار منفی و اجتماعی ناشی از کمبود فضای پارکینگ، منجر به نزاع، قتل و تنش‌های عصبی روزمره بین همسایه‌های یک محله شده است. امروزه ما در کلان‌شهرها، شاهد شکل‌گیری و توسعه پدیده‌ای به نام «پارکینگ مزاحم» در معابر محلی بافت‌های مسکونی هستیم.

منظور از پارکینگ مزاحم در معبر، توقف دو خودرو یا بیشتر، به‌گونه‌ای است که برای خروج یکی از خودروها، دیگری نیز باید جابه‌جا شود. البته این‌گونه توقف وابستگی شدیدی به موقعیت معبر دارد. این پدیده نوظهور، نشان از ارتقای تعاملات اجتماعی محلی از نوع اجباری دارد که با صدایی خاموش به‌شدت در حال فراگیری در کل شهر است. شاید در نگاه اول اهمیتی نداشته باشد، اما پیامدهای نامطلوبی را برای شهر به همراه دارد که قابل‌توجه است.

یکی از اهداف مهم نوسازی بافت‌های فرسوده، تعریض معابر و در نتیجه افزایش نفوذپذیری است که منتج به تردد راحت‌تر وسایل‌نقلیه و عابرین‌پیاده و از آن مهم‌تر تسهیل امدادرسانی در مواقع بحرانی است، اما متاسفانه با اشغال معابر (خصوصا معابر محلی زیر 10 متر) توسط ترافیک ساکن یا همان وسایل نقلیه متوقف، عملا نفوذپذیری که یکی از اهداف نوسازی است، محقق نمی‌شود.

در حال‌حاضر بیشتر توقف‌ها در معابر محلی، از نوع بلندمدت است، از این‌رو سطح معبر برای مدت زمان طولانی در شبانه‌روز تحت اشغال یک نفر می‌باشد و این در حالی است که معابر، جزء فضاهای عمومی به‌شمار می‌آیند اما در حال‌حاضر به فضای اختصاصی تعدادی از شهروندان تبدیل شده که همین افراد پس از مدتی، نسبت به فضای مذکور، ادعای سرقفلی کرده و از توقف سایر وسایل نقلیه، در آن محل جلوگیری می‌کنند. تعرض به فضای عمومی و تضییع حقوق سایر شهروندان، علاوه بر تنش‌های روحی و روانی که توسط عده‌ای خاص ایجاد می‌شود، در مواقع بحرانی نیز ساکنان آن محل را با چالش‌های جدی در امدادرسانی مواجه خواهد ساخت.

با افزایش عرض گذرها، فضایی که باید به فضای سبز یا محل بازی کودکان و تردد آسان عابران پیاده و سواره اختصاص پیدا کند، محل توقف خودروهایی شده که روح زندگی و تعاملات سازنده اجتماعی را از محلات ما ربوده است. این معضل که بنده از آن به‌عنوان «پارکینگ مزاحم در معابر محلی» یاد می‌کنم، نشان از بلعیده شدن شهرها توسط خودروها دارد. دلیل اصلی این مشکل، ساختمان‌هایی هستند که به اندازه کافی و مطابق با اسناد فرادستی چون طرح تفصیلی، در آنها فضای پارکینگ تامین نشده و مالکان خودرو در این ساختمان‌ها، ناگزیر به توقف وسایل نقلیه خود در معابر است. مطابق طرح تفصیلی (شهر تهران)، تامين قطعي و احداث پاركينگ مورد نياز تمامي ساختمان‌ها، در همه پهنه‌ها الزامي می‌باشد و صدور پروانه، براساس طرح تفصيلي و هرگونه گواهي عدم خلاف يا گواهي پايان‌ساختمان مربوط به آنها، منوط به تامين پاركينگ‌هاي موردنياز، در همان ساختمان يا در صورت احراز و تاييد عدم امكان تامين پاركينگ در ساختمان (قطعه مربوطه)، در پاركينگ‌هاي داراي اسناد حقوقي، در شعاع حداكثر 250 متر، از ساختمان، بلامانع است.

توسعه پایدار یک شهر، در گرو التزام به قوانین و اسناد بالادستی می‌باشد و ساخت و ساز، نباید به هر قیمتی انجام بگیرد. رشد تراکم مسکونی در شهرها، باید با رشد تامین خدمات و زیرساخت هماهنگ باشد. در حال‌حاضر، نرخ رشد برخی خدمات و زیرساخت‌ها همچون پارکینگ، فاصله زیادی با تراکم مسکونی موجود دارد. شهرداری به‌عنوان متولی مدیریت شهر، بدون مشارکت بخش خصوصی، امکان تامین پارکینگ را نخواهد داشت، از طرفی احداث پارکینگ ارزش افزوده‌ای برای سرمایه‌گذاران ندارد، از این‌رو در کنار بسته‌های تشویقی برای نوسازی بافت‌های فرسوده، باید بسته‌های تشویقی ویژه تامین خدمات، خصوصا پارکینگ نیز تدوین شود.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *